|
دانشجو .
| ||
|
یکشبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست گفت یارب از چه خوارم کرده ای؟ بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ مرد این بازیچه دیگر نیستم ا ین تو و لیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگت پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی برچسبها: [ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 17:31 ] [ shamim48 ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید