دانشجو
.
نويسندگان
.


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 05 مهر 1394 ] [ 17:02 ] [ shamim48 ]

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم

**********
در جام فلک باده بی دردسری نیست
تا ما به تمنا لب خاموش گشاییم
در دامن این بحر فروزان گوهری نست
چون موج به امید که آغوش گشاییم؟

**********

چاره من نمی کنی چون کنم و کجا برم؟
شکوه بی نهایت و خاطر ناشکیب را
گر به دروغ هم بود شیوه مهر ساز کن
دیده عقل بسته ام کز تو خورم فریب را

*********

آن را که جفا خوست نمی باید خواست
سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست
مارا ز تو غیر از توتمنایی نیست
از دوست به جز دوست نمی باید خواست

*********

ای جلوه برق آشیان سوز تو را
ی روشنی شمع شب افروز تو را
ز آن روز که دیدمت شبی خوابم نیست
ای کاش ندیده بودم آن روز تو را

 


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 05 مهر 1394 ] [ 16:43 ] [ shamim48 ]


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 05 مهر 1394 ] [ 16:36 ] [ shamim48 ]

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم
گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانه وار
پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم
آتشـم بر جــان ولی از شکــوه لب خاموش بود
عشــق را از اشــک حســرت ترجمــانی داشتــم
چــون سرشک از شــوق بــودم خاکــبوس در گــهی
چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم
در خــزان با ســـرو و نسرینم بهاری تازه بود
در زمیــن با مــاه و پرویــن آسمــانی داشتــم
درد بــی عشقــي زجانــم بـرده طاقت ورنه من
داشــتــــــم آرام تــا آرام جــــانـــــی داشــــتـــــم
بلبــل طبعــم «رهی» باشـــد زتنهـــایی خمــــوش
نـغــمـــه‌هــا بـــودی مــــرا تـــا هــم زبانـــی داشتــــم


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 01 مهر 1394 ] [ 16:57 ] [ shamim48 ]


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 01 مهر 1394 ] [ 16:52 ] [ shamim48 ]


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 01 مهر 1394 ] [ 16:39 ] [ shamim48 ]

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

 

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

 

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

 

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

 

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

 

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

 

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

 

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

 

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

 

 


برچسب‌ها:
[ شنبه 28 شهریور 1394 ] [ 16:55 ] [ shamim48 ]

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما
چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت

چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی
حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت

تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت

امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتی
بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت

شبی با دل به هجران تو ای سلطان ملک دل
میان گریه می گفتم که کو ای ملک سلطانت

چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو
به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت

به گردنبند لعلی داشتی چون چشم من خونین
نباشد خون مظلومان؟ که می گیرد گریبانت

دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست
امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت

به شعرت شهریارا بیدلان تا عشق می ورزند
نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت


برچسب‌ها:
[ شنبه 28 شهریور 1394 ] [ 16:51 ] [ shamim48 ]

 

کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی

نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی

 

ماه در ابر رود چون تو برآئی لب بام

گل کم از خار شود چون تو به گلزار آیی

 

شانه زد زلف جوانان چمن باد بهار

تا تو پیرانه سر ای دل به سر کار آیی

 

ای بت لشگری ای شاه من و ماه سپاه

سپر انداخته ام هرچه به پیکار آیی

 

روز روشن به خود از عشق تو کردم شب تار

به امیدی که توام شمع شب تار آیی

 

چشم دارم که تو با نرگس خواب آلوده

در دل شب به سراغ من بیدار آیی

 

مرده ها زنده کنی گر به صلیب سر زلف

عیسی من به دم مسجد سردار آیی

 

عمری از جان بپرستم شب بیماری را

گر تو یک شب به پرستاری بیمار آیی

 

ای که اندیشه ات از حال گرفتاران نیست

باری اندیشه از آن کن که گرفتار آیی

 

با چنین دلکشی ای خاطره یار قدیم

حیفم آید که تو در خاطر اغیار آیی

 


لاله از خاک جوانان بدرآمد که تو هم

                                        شهریارا به سر تربت شهیار آیی

 

 


برچسب‌ها:
[ شنبه 28 شهریور 1394 ] [ 16:43 ] [ shamim48 ]


برچسب‌ها:
[ جمعه 27 شهریور 1394 ] [ 13:12 ] [ shamim48 ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران