دانشجو
.
نويسندگان
.

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو   پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز   کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان   قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو
دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار   گوشه تاج سلطنت می‌شکند گدای تو
خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند   این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر   کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو
شاهنشین چشم من تکیه گه خیال توست   جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن   حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو



برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 07 اسفند 1392 ] [ 11:44 ] [ shamim48 ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟