دانشجو
.
نويسندگان
.

هــــر كه دلارام ديــد ، از دلــش آرام رفت
چشم ندارد خلاص ، هركه درين
دام رفت
ياد تو ميـرفت و
ما عاشـق و بيـدل بديـم
پــرده بــرانـــداخـتي كـار بــاتــــمام رفــت
ماه نتابد بروز ، چيست كه
درخانه تافت؟
سرو نـرويد ببام ، كيست كـه
بر بام رفت؟
مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشيد
عشق
خرمن خاصان بسوخت ، خانگه عام رفت
عارف مجــمــوع
رادر پــس ديـــوار صبــر
طاقت صبـرش نبود ، ننگ شد و نام رفت
گر
بههمه عـمر خويش با تو برآرم دمي
حاصل عـمر آن دمست ، باقــي ايــام رفت
هركه هوائي نپخت يا بفـراقي نـسوخت
آخــر عمـر
ازجهان چـون برود ، خام رفت
ما قــدم
از سـركـنيم در
طـلب دوســتان
راه بجـــائي نبرد ، هـــر كه بــاقدام رفــت
همــت سعدي بعشـق ميل نكردي ولي
مي چـو فروشد بكام ، عقل بنـاكـام رفت



برچسب‌ها:
[ یکشنبه 04 آبان 1393 ] [ 08:12 ] [ shamim48 ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران