دانشجو
.
نويسندگان
.
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قُربتست و به شکر اندرش مزید نعمت.
هر نفسی که فرو میرود مُمّد حیاتست و چون برمی آید مُفَرِح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
 
از دست و زبان که برآید     که از عهده شکرش به در آید؟
 
اعملوا آل داود شکرا و قلیل من عبادی الشکور
 
بنده همان به که ز تقصیر خویش
عذر به درگاه خدای آورد
 
ور نه سزاوار خداوندیش
کس نتواند که به جای آورد
 
باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده.
پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای منکر نبرد.
 
ای کریمی که از خزانه غیب
گبر و ترسا وظیفه خور داری
 
دوستان را کجا کنی محروم
تو که با دشمنان این نظر داری؟
 
فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردی بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد. در ختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر گرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده. عصاره تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمائی به تربیتش نخل باسق گشته.
 

 



برچسب‌ها:
[ جمعه 25 مرداد 1392 ] [ 16:02 ] [ shamim48 ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا