دانشجو
.
نويسندگان
.

مــــــــــــردی جان خود را با شـــــــــنا کردن از میان امواج خروشان

 

و سهمناک رودخانه ای بـــــــــــه خطر انداخت و پسر بچه ای را که

 

بــــــــر اثر جریان آب به دریا رانده شده بود,از مرگ حتمی نجات داد.

 

پســـــر بچه پس از غلبه بر اضطراب و وحشت ناشی از غرق شدن

 

رو بـــــــــــه مرد کرد و گفت:از اینکه جان مرا نجات دادید,متشکرم...

 

مـــــــــرد به چشمان پسر بچه نگریست و گفت:تشکر لازم نیست،

 

پسرم فقط اطمینان حاصل کن که جانت ارزش نجات دادن را داشت.

 



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 13 شهریور 1393 ] [ 08:48 ] [ shamim48 ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا