دانشجو
.
نويسندگان
.

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
 
گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
 
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟
 
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟
 
روزگاری من و او ساکن کویی بودیم
 
ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
 
عقل و دین باخته دیوانه رویی بودیم
 
بسته سلسله سلسله مویی بودیم
 
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
 
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود
 
نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت
 
سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
 
اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
 
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
 
اول آنکس که خریدار شدش من بودم
 
باعث گرمی بازار شدش من بودم



برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 23 دی 1393 ] [ 17:19 ] [ shamim48 ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا