دانشجو
.
نويسندگان
.
شبی که آواز نی تو شنیدم چو آهوی تشنه پی تو دویدم دوان دوان تا لب چشمه رسیدم نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم «تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی» من همه جا پی تو گشته‌ام از مه و مهر نشان گرفته‌ام بوی تو را ز گل شنیده‌ام دامن گل از آن گرفته‌ام «تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی» دل من سرگشته‌ی تو نفسم آغشته‌ی تو به باغ رویاها چو گلت بویم در آب و آیینه چو مهت جویم «تو ای پری کجایی؟» در این شب یلدا ز پیت پویم به خواب و بیداری سخنت گویم «تو ای پری کجایی؟» مه و ستاره درد من می‌دانند که همچو من پی تو سرگردانند شبی کنار چشمه پیدا شو میان اشک من چو گل وا شو «تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی»

برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ] [ 08:39 ] [ shamim48 ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟