|
دانشجو .
| ||
|
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندوش بخشم سمر قند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است به آب ورنگ وخال وخط چه حاجت روی زیبا را؟ من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم که عشق،از پرده ی عصمت برون آرد زلیخا را بدم گفتی وخرسندم (عفاک الله)نکو گفتی جواب تلخ می زیبد لب لعل شکر خارا نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند جوانان سعادتمند،پند پیر دانا را حدیث از مطرب ومی گو وراز دهر کمتر جو که کس نگشود ونگشاید به حکمت این معما را غزل گفتی ودر سفتی،بیا وخوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را برچسبها: [ سهشنبه 04 تیر 1392 ] [ 09:13 ] [ shamim48 ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید