دانشجو
.
نويسندگان
.

بارالها...

از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم

نكند فرق به حالم

چه براني

چه بخواني

چه به اوجم برساني

چه به خاكم بكشاني

نه من آنم كه برنجم

نه تو آني كه براني

نه من آنم كه ز فيض نگهت

چشم بپوشم

نه تو آني كه گدا را ننوازي

به نگاهي

در اگر باز نگردد

نروم باز به جايي

پشت ديوار نشينم

چو گدا بر سر راهي

كس به غير از تو نخواهم

چه بخواهي

چه نخواهي

باز كن در

كه جز اين خانه

مرا نيست پناهي



برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 19 اسفند 1393 ] [ 08:14 ] [ shamim48 ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا